مناسک آیینی، زمان و زمینه سازی اجتماعی
یکی از مؤلفههایی که میبایست در رفتارشناسی «مناسک آیینی» مورد دقت قرار گیرد، «ظرفیت و فضاسازی اجتماعی» است. پدیدهای که در مفاهیم دینی گاه با لفظ «مناسبت» و گاه با تعبیر «ایام» و یا «الساعة» و یا «نفحات» یاد میشود.
آنچه مسلم است تأثیر زمینهها و بسترهای زمانی به جهت ایجاد آمادگی روحی، برقراری یک نوع تمرکز در رفتار و فکر قبل از بروز و ظهور یک رفتار در قالب مناسک و آیینها آن هم در ظرف زمانی خاصّ خود است، تأثیری که گاه مقدمه را از ذیالمقدمه «اصل رفتار» مهمتر مینماید. ۲
گرچه در علم ارتباطات در «عوامل تأثیر بر مخاطب» به واژهای با نام «موقعیت» برمیخوریم۳ اما شاید اشاره به برخی موارد آمده در متون دینی اهمیت این عامل را در تحکیم و تعمیق یک رفتار در زمان خودش نمایانتر میسازد:
از امام (ع) سؤال شد که معنای این جمله چیست؟ «لاتُعادُّوا الاَیّامَ فَتَعادِّیکُم» ۴با روزها دشمنی نکنید که به مقابله برخواهند خواست و امام (ع) پاسخ دادند: منظور از روزها ماییم و بعد نام روزها و خودشان را یک به یک شمردند. ۵
و در حدیث آمده است: که همانا در «روزهای» زندگیتان «نفحاتی» است. آگاه باشید! و خود را بر سر راه آن نسیمهای رحمت قرار دهید. ۶
و در ادعیه که از معتبرترین متون دینیاند آمده است که «فِی هذِه اللّیلَةِ وَ فِی هذِه السّاعَةِ» و یا «اَلسّاعَةَ اَلسّاعَةَ اَلسّاعَةَ». ۷
به هر حال آنچه از مانند اینگونه تعابیر دینی برمیآید، اهمیت زمان، ظرف رفتاری و موقعیتهای مناسبتیست. چیزی که واژه «اَلسّاعَة» را نه به معنای «حال» و نه به منظور «لحظه» بلکه به مفهوم ایجاد یک ظرفیت عمیق و وسیع ـ گرچه در بخشی از زمان به ظاهر کم و کوتاه و بسیار محدود ـ برای یک رفتار مقبول دینی بازآفرینی میکند. رفتاری که نیازمند یک زمینه رشد و گذر جامعه و فرد از آن ظرف زمانی به عنوان پیش نیاز برای حضور در آن موقعیت خاصّ دیگر میباشد.
شاید این مختصر را بتوان سرآغاز یک گونه نواندیشی در اصل «مناسبتها» و «مناسک آیینی» دانست. با این نگاه میتوان انتظار داشت تمامی نهادها و متولیان فرهنگی، صاحبان پایگاههای دینی و مبلغان مذهبی که در ماه محرم و صفر خود را در بهار فعالیت دینی و پاسداشت مجالس عزاداری و توسل میبینند، چند گام جلوتر فضاسازی اجتماعی را با درک «روز عرفه» آغاز نمایند. روزی که زیارت امام حسین (ع) با «مناجات» گره خورده است. چه آن که ما معتقدیم این موقعیت ـ که در متون دینی توجه خدا را به زائران کوی حسین (ع) قبل از زائران خانهاش در بر دارد ـ ۸ حکایت نوعی «بازخوانی تفکر و عقیده» و لزوم آمادهسازی برای درک عاشوراست.
و حرف آخر آنکه ترویج و گسترش «دعای عرفه»، توجه دادن به فضای «مناجات»، و آشناسازی جامعه با مفاهیم والای آن به یقین شروعیست برای استعدادیابی در جریان پرجوش و خروش محرم و عاشورا، شرح و بسط مطلب میماند برای بعد …
پی نوشت
۱ ـ در سرمقاله شماره ۴۳ ماهنامه خیمه به این مطلب اشارهای رفت.
۲ ـ گرچه در ظاهر برخی اعمال دینی را کماهمیت جلوه میدهند، مانند اذان و اقامه برای آمادهسازی نمازگزار، درحالیکه «اسرار الصلوة» اینگونه رفتارها را مهم و پررنگ میداند.
۳ ـ هنر سخنرانی / استیفن ای لوکاس/ انتشارات رشد
۴ـ شیخ صدوق در کتاب «خصال»، در تفسیر حدیث نبوی «لاتعادوا الایام فتعادیکم» (روزها را دشمن ندارید که آنها شما را دشمن خواهند داشت) نقل کرده است که امام علی النقی(ع) فرموده اند: روزها ما هستیم …یک شنبه امیر المومنین است … و جمعه فرزند فرزندم است. که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.
۵ ـ و در ادامه روایت آمده است که شنبه با نام رسول (ص) خداست. یکشنبه با نام علی و فاطمه (ع)، دوشنبه با نام حسنین (ع)، سهشنبه با نام حضرت سجاد، امام باقر و امام صادق (ع)، چهارشنبه با نام حضرت موسیبنجعفر، امام رضا، امام جواد و امام هادی (ع)، پنجشنبه با نام امام حسن عسگری (ع) و جمعه با نام حضرت مهدی (عج) است.
۶ ـ علامه مجلسی/ بحارالانوار/ ج۷۱/ ص۲۲۱ ـ محجة البیضاء / ج ۵/ ص ۵
مولوی با اشاره به این حدیث در دفتر نخست مثنوی معنوی (تصحیح نیکلسون، ابیات ۱۹۵۱ ـ ۵۵) ، ابیات زیر را سروده است:
گفت پیغمبر که نفحتهای حق
اندرین ایام میآرد سبق
گوش هش دارید این اوقات را
در ربایید این چنین نفحات را
نفحهای آمد شما را دید و رفت
هرکه را میخواست جان بخشید و رفت
نفحهای دیگر رسید آگاه باش
تا از این هم وانمانی خواجه تاش
جان آتش یافت زان آتش کشی
جان مرده یافت از وی جنبشی
۷ ـ در دعای کمیل و دعای فرج اینگونه آمده است.
۸ـ ابن قولویه/کامل الزیارات/الباب السبعون ثواب زیارة الحسین علیه السلام یوم عرفة/ حدیث سوم: و عنهم ، عن سعد، عن الهیثم بن ابى مسروق النهدى ، عن على بن اسباط عن بعض اصحابنا عن ابى عبد الله علیه السلام قال : ان الله تبارک و تعالى یَبدَءُ بِالنَّظَرِ الى زُوارِ قَبرِ الحسَین علیه السلام عَشِیَّةَ عَرَفَة ، قال : قلت : قَبل نَظَرَه لِاَهلِ الموقِف ؟ قال : نَعم ، قلت : کیف ذلک ؟ قال : لِاَنَّ فِى اوُلئِکَ اَولادَ زِناً؛ وَ لَیسَ فِى هؤُلاءِ اَولادَ زِناً.






