پای منبر رضا خان میرپنج
در یکی از روزهای ایام عزاداری محرم، رضاخان که در آن وقت سردار سپه بود با دستهاش وارد مسجدی شد. عساکرانش۱ به زدن دور حوض و خودش به پله سوم منبر برآمده که ناگزیر هم روضهخوان که بر صدر منبر نشسته بود، لب از سخن بسته، کارگردانی را به او واگذار نمود و او غربالکش کاه دستهاش را به جلو خوانده، ابتدا نظری به جمعیت و چشمی به چشم مجلسیان گردانده، گفت: میدانید امروز چه روزی است؟
خاک بر سرم کنند؟! و مشت کاهی از غربال برداشته به سر حضار پاشید و اضافه کرد: (ای امام حسین! کجا بود در روز عاشورا رضا که جان خودش و این سربازانش را در راهت فدا بکند) و همراه غیه کشیدن و به سینه کوبیدن و غش و ضعف زنان از منبر نزول کرده به راه افتاد و دستهاش به دنبالش از مسجد خارج گردیدند!
این یک منظره بود و منظره دیگر هم قدغن کردن دسته و سینهزنی و هر نوع عزاداری از تعزیه، روضه و نوحه به وسیله خود او در وقتی که به سلطنت رسیده و تاجگذاری کرده بود، تا آنجا که برپا دارندگانش را توبیخ و به زندان افکندند و آرایش مساجد و عزاخانهها مانند تکایا و حسینیهها که مظهر و نمایانگر عزاخانه بودند، ممنوع شد و حتی افراشتن بیرق سیاه بر سر خانه، دکان، دالان و کاروانسرایی به علامت عزای حسین در حکم بدترین کار خلاف محسوب میشد و لازم بود که صاحبش تنبیه شود و حتی بانی، ذاکر و مستمع روضه نیز دستگیر و حبس شوند.
امام حسینی که دیگر کاری با او نبوده بهره لازم از وی و نامش کشیده شده باید تا زمان مقتضی دیگر کنار گذاشته بشود…
حکایت حساسیت شدید نهاد قدرت بر اعتقادات و آداب و رسوم آیینی مردم، بهویژه آن دسته اعتقاداتی که منجر به حرکتهای اجتماعی میشود، تاریخی دیرینه دارد. صدور احکام حکومتی مبنی بر ترویج و یا ممنوعیت مناسک آیینی و یا برگزاری این مناسک و مراسم به شیوهای خاص همیشه در دستور کار نهادهای قدرت تا قبل از انقلاب اسلامی ایران بهویژه سه دورة پادشاهی آخر یعنی صفویه، قاجاریه و پهلوی بوده است. فلسفه اکثریت این احکام، مصادره پتانسیل و توانمندیهای اجتماعی اعتقادات و رفتارهای آیینی مردم به نفع نهاد قدرت بوده که حکایت فوق نمونهای از این رفتار است.
اما تعامل نهاد قدرت و مردم در زمینه رفتارها و اعتقادات آیینی، با ظهور و بروز انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی ماهیتی دیگر به خود گرفت. نهاد قدرت، این بار از دل همان مردم و معتقد به همان اعتقادات شکل گرفته است. همانقدر که مدیر یک هیئت در مورد برگزاری مراسم هیأت خود نگران، حساس و پیگیر بوده و تمام تلاش خود را برای حفظ اصالت و عدم انحراف این حرکت به کار میبندد، مدیران فرهنگی در مقیاسی کلانتر در همین زمینه نگران، حساس و پیگیر هستند.
فلسفه مصوبات مختلف شورای انقلاب فرهنگی، تشکیل ستادهای مختلف نظارت بر عزاداریها در استانها، برنامههای همیار هیأت در نیروی انتظامی و برنامههای سازمان تبلیغات و ستاد ساماندهی شئون فرهنگی دقیقا بر همین مبنا و هدف بوده است.
هر چند در اجرای این برنامهها برخی کاستیها و نواقص مشاهده میشود، اما باید به این نکته توجه کرد که دولت در عرصه صیانت از ارزشها و پاسداری از حریم مناسک آیینی بیشتر نقش نظارتی برای خود قائل بوده و «مردمنهاد» بودن همه حرکتهای اجتماعی ـ مذهبی و اینکه جز با حمایت و همراهی تشکلهای مذهبی مردمی هیچ اصلاحی را در مورد انحرافات احتمالی نمیتوان انجام داد، به عنوان اصلی مسلم، سرلوحه کار خویش قرار داده است.
به عنوان نمونه شورای عالی انقلاب فرهنگی راهکار اجرایی برای اولین مصوبه خود با مضمون «غنابخشی فکری و محتوایی مجالس و مراسم سوگواری در جهت ارتقاء و تعمیق بصیرت و معرفت اقشار و آحاد جامعه درباره فلسفه، عمق و ابعاد و تعلیمات و تبعات حماسه حسینی (ع) و مقابله با تحریفات و اکاذیب پدید آمده در این زمینه» را به شکل زیر به ستاد ساماندهی شئون فرهنگی ابلاغ کرده است:
- اهتمام بیشتر به توسعه اندیشهها و نظرات دانشمندان و متفکران بزرگ درباره محرم و آیینهای عزاداری سالار شهیدان (ع)
- تهیه برنامههای منظم و منسجم رسانهای برای نقد و بررسی شعر، مداحی و تعزیهخوانی و همچنین مناظره فکری فقهی توسط متخصصان.
- تبیین و تشریح فلسفه و ضرورت و نقش تاریخی قیام عاشورا و ارائه تحلیلهای مناسب از فرآیند شکلگیری نهضت حسینی و نفی تحلیلهای ناصواب غیرمنطبق با واقعه عاشورا و شعائر حسینی از طریق رسانهها بهویژه صدا و سیما با همکاری دستگاههای ذیربط فرهنگی.
که با بررسی این راهکار اجرایی میتوان به فرهنگی بودن روشهای اجرایی و نه بخشنامهای بودن و یا دستورالعملهای اداری یکشبه پی برد.
پی نوشت
۱٫ عزاداران و سینهزنها را عساکر حضرت حسین میخواندند.
۲٫ برای تهییج بینندگان در هر دسته و مجالسِ روضه معتبر، یکی دو نفر غربالکش کاه بودند که در شور عزا، مشتمشت بر سر افراد کاه میپاشیدند.






